کافه سینما - آریان گلصورت: وقتی گزارش یک جشن را دیدم، از اینکه حاتمیکیا در این فیلم به جای یک گروهِ خاص، در کنار مردم ایستاده خوشحال شدم. مشکل اما اینجا بود که گزارش یک جشن فیلمِ خوبی نبود. پر بود از صحنههای نمادین و دیالوگهای شعاری. اما حاتمیکیا اینبار، هم در کنار مردم ایستاده و هم فیلم خوبی ساخته است. چ سینماییترین فیلم جشنواره تا امروز بود. فیلمی که نشان میدهد حاتمیکیا دوباره به روزهای خوبِ پس از به نام پدر و دعوت بازگشته است. چ از لحاظ تکنیکی یک اثر قابل توجه است. فیلمی که چند سکانس به یاد ماندنی دارد و در آن خبری از شلختگیهای فیلمهای اخیر حاتمیکیا نیست. به سکانسهای خوش ساخت وقت گذراندن شهید چمران با خانوادهاش در کنار دریا نگاه کنید، این همان چیزی است که از کارگردانِ به رنگ ارغوان و روبان قرمز انتظار میرود. اینکه چنین فیلمِ خوش ساختی بسازد. چ روایت حاتمیکیا از چمران است. شخصیت خاص و پیچیدهای که زندگیاش خیلی به درد به فیلم در آمدن میخورد. جای خوشحالی دارد که بالاخره در سینمای ایران یک فیلم زندگینامهای موفق ساخته شد. فیلمی که نه قرار است ستایشنامه باشد و نه میخواهد ذهن مخاطب را منحرف کند. حاتمیکیا با به تصویر درآوردن برشی از زندگی چمران، میخواست فیلمی درباره جامعه امروز ایران بسازد و این یکی از مهمترین دلایل تاثیرگذاری چ است. چمرانِ حاتمیکیا یک اسطوره نیست. مردی است که میخواهد در شرایطی سخت، وضعیت را به گونهای کنترل کند که مردم کمترین آسیب را ببینند. مردی که به دنبال صلح است ولی به موقعاش دست به اسلحه نیز میبرد. مردی که اعتقادش به مردم است و نه به تفکرات تندی که جانِ انسانها در برابرشان ارزشی ندارند. البته باید به این نکته نیز اشاره کرد که حاتمیکیا در راستای رسیدن به تصویر دلخواهش از چمران، به گونهای او را شخصیتپردازی کرده که در مواردی به درام فیلم ضربه وارد شده است. چمرانِ حاتمیکیا گاهی به قدری منفعل است که میتوان برخی از سکانسهای سرنوشتساز فیلم را، بدون آنکه تغییری در روند ماجرا ایجاد شود، بدون او نیز تصور کرد. در چمرانِ حاتمیکیا نشان کمتری از یک چریک میبینیم. از مردی که استراتژیهای جنگی منحصر به فردی داشت. این درست که حاتمیکیا نمیخواست دست به اسطورهسازی بزند و قصد داشت تصویر مد نظر خود را از یک شخصیت برجسته به نمایش بگذارد، اما بهتر بود این کار را به گونهای انجام میداد که از قدرت و کشش درام فیلماش کاسته نمیشد. به هر حال چمران شخصیت اصلی فیلم است و مخاطب انتظار دارد بیش از اینها در روند شکلگیری قضایا نقش داشته باشد. نه اینکه در اغلب موارد تنها با لحنی محترمانه ملت را نصیحتکرده و توجهشان را به بانگ اذان جلب کند! در اینجا حاتمیکیای فیلمنامهنویس، کاملا از حاتمیکیای کارگردان عقب میافتد تا بار دیگر معضل فیلمنامه خودش را نشان دهد. البته که فیلمنامه چ به مراتب بهتر از فیلمنامه مثلا گزارش یک جشن است و با ظرافت بیشتری دیدگاههای حاتمیکیا را با وقایع داستان همراه میکند، اما اینها دلیل نمیشود که ضعفهای آن را نادیده بگیریم. ضعفهایی که به یکدست بودن اثر نیز ضربه زدهاند و گاهی فیلم را از نفس میاندازند. با همه این حرفها باید چ را یک نقطه عطف در کارنامه حاتمیکیا به حساب آورد. این فیلمی که است که با همه نقاط ضعف و قدرتی که دارد، میخواهد با به تصویر کشیدن گذشته، نسبت به امروز اعلام موضع کند. هدفگذاریای که تا حد زیادی با موفقیت همراه شده است.


































